نذر مادر

خرید بک لینک

من نیز باران می شوم باران که می گیرد

در من دوباره خاطراتت جان که می گیرد...

این حرف های سخت مثل شعر می بارند

از سینه ام، با من غمت آسان که می گیرد

با هر صدای در به شوقت هول... اما نه

قلبم دوباره تیر... آه... آن سان که می گیرد

آن قدر آش پشت پا را می پزم مادر

آن قدر می خوانم دعا تا آنکه می گیرد

من چشم هایم را به رؤیای تو مدیونم

آری به جایش داده این را، آن که می گیرد

یک پیرهن، یک چفیه، یک عکس از تو جا مانده ست

یک مادر و یک ختم الرّحمن که می گیرد

من خوب می دانم که بامم را تو می روبی

تو هیچ می دانی برایم نان که می گیرد؟

هر روز مهمان شقایق های گلزارم

جسمم اگر خسته ست ، روحم جان که می گیرد

 

مادر نبودی تا بفهمی هیچ کس جای

قلب تو را در سینه ی زخمی نمی گیرد

 

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضاعلیه السلام...

ما را در سایت السلام علیک یاعلی بن موسی الرضاعلیه السلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: علی جاوید بازدید: 294 تاريخ: شنبه 22 مهر 1391 ساعت: 21:46

صفحه بندی